عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

285

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

هجرى براى ما حديث كرد از ابو الأحوص و او از عبد اللّه بن مسعود و او از پيامبر ( ص ) مثل حديث ( بالا ) را . 3 - « يونس برايم حديث كرد و گفت : ابن وهب به ما خبر داد و سليمان بن بلال به من خبر داد از ابو عيسى بن عبد اللّه بن مسعود و او از پدرش و او از جدّش عبد اللّه بن مسعود كه پيامبر ( ص ) فرمود : به من فرمان داده شده تا قرآن را بر هفت حرف قرائت كنم كه همگى كافى و شافى هستند » . 4 - « ابو كريب محمد بن علاء براى ما حديث كرد و گفت : ابو بكر بن عياش براى ما حديث كرد و گفت : عاصم براى ما حديث كرد و از زرّ و او از عبد اللّه كه گفت : دو نفر در سوره‌اى با هم اختلاف كردند و يكى مىگفت : پيامبر ( ص ) بر من اين چنين قرائت كرده است و ديگرى مىگفت : پيامبر ( ص ) بر من اين چنين قرائت كرده است . پس عبد اللّه به نزد پيامبر ( ص ) آمد و به پيامبر ( ص ) خبر داد . عبد اللّه مىگويد : نزد پيامبر ( ص ) مردى بود [ و چون پيامبر ( ص ) خبر را شنيد ] رنگش تغيير كرد و فرمود : همان گونه كه به شما آموزش داده شد ، قرائت كنيد - [ راوى مىگويد ] نمىدانم آيا به پيامبر ( ص ) چيزى فرمان داده شد يا از پيش خود چيزى گفت - بدانيد آنان كه قبل از شما هلاك شدند به خاطر اختلاف بر پيامبرانشان بوده است . عبد اللّه مىگويد : پس هر يك از ما در حالى كه به قرائت دوستش قرائت نمىكرد از حضور پيامبر ( ص ) برخاست . [ طبرى مىگويد : عبارت اخير نقل به معناى كلام ابن مسعود است ] . 5 - « سعيد بن يحيى بن سعيد أموى براى ما حديث كرد و گفت : پدرم برايم حديث كرد و گفت : اعمش براى ما حديث كرد و گفت احمد بن منبع برايم حديث كرد و گفت : يحيى بن سعيد أموى براى ما حديث كرد از اعمش - و او از عاصم و او از زرّبن حبيش كه گفت : عبد اللّه بن مسعود مىگفت : در سوره‌اى از قرآن با هم مخالفت مىكرديم و مىگفتيم : يا سى و پنج آيه است يا سى و شش آيه . عبد اللّه گفت : نزد رسول خدا رفتيم و على را ديديم كه با او سخن مىگويد . عبد اللّه مىگويد : گفتيم : ما در قرائت اختلاف داريم . عبد اللّه مىگويد : پس چهرهء پيامبر ( ص ) سرخ شد و فرمود : گذشتگان شما به واسطهء اختلاف هلاك شدند . عبد اللّه مىگويد : آن گاه پنهانى به على چيزى گفت و على به ما گفت : پيامبر ( ص ) به شما دستور مىدهند كه همان گونه كه آموزش ديديد ، قرائت كنيد . » 6 - « يونس بن عبد الاعلى برايم حديث كرد و گفت : به ما خبر داده ابن وهب كه مىگفت : هشام بن